RSS  |   صفحه اصلی |   |   پست الکترونيک |  پارسي بلاگ
اوقات شرعي

   1   2   3      >
+ کشک...!! (18/5/1387 7:22 ع)

"ماييم و يکي خرقه تزوير و دگرهيچ


در دام ريا بسته به زنجير و دگرهيچ" *


... باز فصل مرداد فرا رسيد و هياهوي برگزاري روز "خبرنگار!" در وادي ارشاد و تبليغات اسلامي به اوج خود رسيد که اگر آن شهيد ره دوست (صارمي) که پيمان خود با قلم بسته بود مي دانست قرار است روزي چنين بزرگداشت هايي براي او و رهروان ره او برگزار گردد چه بسا انزجار خود را با نوشته اي از همين جنس اعلام مي کرد ...


... 15 روز مانده به روز "خبرنگار!" هفته نامه آراز تيتر دوم صفحه اول خود را چنين به طبع رسانده است: "در آستانه برگزاري مراسم روز خبرنگار، تنش بين خانه مطبوعات و اداره کل ارشاد اسلامي استان اردبيل بالا گرفت" و در ادامه توضيح مي دهد که گويا به گفته برادر عزيز اصغر دوستدار(سرپرست خانه مطبوعات استان اردبيل) درحاليکه هنوز 4 ماه به پايان دوره کاري شوراي مرکزي خانه مطبوعات باقي مانده است، اداره کل ارشاد اسلامي، وقت شوراي مذکور را پايان يافته و شوراي مرکزي خانه را غير قانوني مي انگارد ... نکته جالب ديگري نيز در اين خبر وجود دارد و آن اينکه: "اخيرا مسئولين ارشاد اسلامي سعي داشتند اساسنامه جديدي که توسط وزارت ارشاد تنظيم شده بود را به اعضاي شوراي مرکزي تحميل کنند" و برخي گلايه هاي ديگر که در اين 7 سال بسيار تکراري است! ...


... 14 روز مانده به روز "خبرنگار!" نشريه محلي بانگ ساوالان نيز آگهي فراخوان دعوت به مجمع عمومي عادي خانه مطبوعات استان اردبيل را با سايزي در خور "مبلغ چشمگير!" در صفحه سوم به چاپ رسانده که در اجراي تبصره 3 ماده 21 اساسنامه از اصحاب مطبوعات جهت شرکت در مجمع عمومي عادي دعوت نموده است ...


... لازم به ذکر است که  اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي شرايط ششگانه اي که ذيلاً، عيناً تکرار مي گردد را براي شرکت در مجمع عمومي عادي و شروط پنجگانه اي نيز با استناد به تبصره 1 ماده 21 اساسنامه که - به تاکيد اداره کل ارشاد - "تائيد صلاحيت کانديدا را از اختيارات اين اداره کل قرار داده" بر شمرده است ...


- شرايط اعلام شده از طرف اداره کل ارشاد براي شرکت در مجمع عمومي به شرح ذيل است:


"1- داشتن کارت مدير مسئولي - خبرنگاري مورد تائيد اداره کل مطبوعات داخلي، 2- داشتن کارت پايان خدمت، 3- داشتن حداقل مدرک تحصيلي ديپلم، 4- اشتغال به فعاليت مطبوعاتي در يکي از نشريات سراسري يا محلي، 5- نداشتن محکوميت کيفري، 6- داشتن کارت عضويت خانه مطبوعات يا کارت عضويت صندوق اعتباري حمايت از روزنامه نگاران در صورت وجود شرايط فوق مورد تائيد است."


- شرايط اختصاصي "کانديداي محترم عضويت در هيات مديره" نيز به شرح ذيل توسط اداره کل ارشاد اعلام شده است و به آن نيز بسنده نشده و تائيد صلاحيت کانديداها را بر اساس تبصره 1 ماده 21 اساسنامه خانه مطبوعات از جمله اختيارات خود دانسته است:


"1- داشتن شرايط عمومي عضويت خانه مطبوعات، 2- حداقل 25 سال سن، 3- دارا بودن مدرک تحصيلي حداقل کارداني، 4- داشتن دو سال سابقه کار تخصصي در مطبوعات به صورت مستمر، 5- عدم اشتهار به سوء مديريت و فساد مالي"


" صوفي که صفائيش نباشد، ننهد سر


جز بر در مرد زر و شمشير و دگرهيچ"


... به ياد مي آورم روزهاي آخر مديريت آقاي تقي زاده شکيبا به عنوان مديرکل ارشاد  دولت اصلاحات! بود که در يک جلسه مطبوعاتي (در آنزمان 3 نشريه محلي و تعداد معدودي سرپرستي روزنامه هاي سراسري در استان وجود داشت) و آقاي اصغر تقي زاده شکيبا نيز که با مساعدت شوراي شهر اول و امثال کساني چون مرحوم داود جلايي و تلاش اتابک نادري توانسته بود به فدک سر و ساماني بدهد از عملکرد عمراني خود دفاع مي کرد، پس از پايان "گفتمان" و شروع "پرسمان" (اگر درست به خاطر داشته باشم) برادر عزيزم مسعود ناصر آزاد و بنده به انتقاد از عدم عملکرد وي در خصوص مطبوعات پرداختيم و از وي خواستيم در عرصه حمايت از مطبوعات و رسانه از عملکرد خود بگويد که تنها پاسخ ايشان متني مشابه اين بود که: «من چندين بار گفته­ام بياييد خانه­ مطبوعات را تشکيل دهيد تا هر امکاناتي که مي­خواهيد فراهم کنم ولي اين­ها (اصحاب رسانه) با هم درگيري دارند و خودشان نمي­خواهند و ...» با اصرار بنده حقير و حاج مسعود قرار شد اين امر را پيگيري کنيم تا قبل از پايان مديريت شکيبا بل نتيجه­اي حاصل آيد و همان نيز شد که در پي پيگيري هاي حاج مسعود با تشکيل جلسه­اي در طبقه سوم ساختمان نجفي (دفتر دوهفته نامه چشمه اردبيل) خانه مطبوعات شکل رسمي به خود گرفت ...


... پايان دولت اصلاحات اما براي شکيبا چندان خالي از لطف نبود چه، وي مرضي الطرفين مهاجراني و صفار هرندي بود و با وزارت صفار، وي نيز پس از يک دوره­ باز به مدير کلي ارشاد اسلامي اردبيل منصوب شد ...


 ... گويي قرار است شکيبا بي­چون و چرا سياستهاي گاه غير قانوني رؤسايش را مو به مو اجرا کند چه اگر در دوران اصلاحات؛ حمايت از مطبوعات مطرح بود، وي خانه­اي بنا کرد و گويا در دولت عدالت محور نيز قرار است سنگري را که براي مطبوعات ساخته بدون تحويل "فيزيکي" به هر طريق ممکن (قانوني و غير قانوني) فتح کند و آني در آن نشاند که شايسته دولت است !! ...


... قصد ندارم به تخطئه بپردازم اما در خصوص آگهي منتشره در جريده بانگ ساوالان (که صد افسوس اين جريده خود تيشه بر ريشه قلم زده و با اين عمل استقلال رسانه اي مطبوعات را هتک و زير سئوال برده است) وجود دارد که بايد پاسخي براي آن يافت:


1- فارغ از اينکه به استناد بند يک ماده پانزده، وقت قانوني شوراي مرکزي خانه مطبوعات به پايان رسيده يا نه؛ تبصره 3 ماده21 اساسنامه خانه مطبوعات تصريح مي­کند که "در صورت استعفاي دسته جمعي شوراي مرکزي" اداره کل ارشاد اسلامي به تقاضاي يک دهم از اعضا و يا هريک از اعضاي مستعفي، علي البدل و يا بازرسين مي­تواند مجمع عمومي را براي انتخاب شوراي مرکزي جديد دعوت کند؛


آنچه مشخص است شوراي مرکزي خانه مطبوعات نه تنها "استعفاي دسته جمعي" نداده­اند، که هنوز بر حقانيت خود اصرار مي ورزند. لذا استناد به تبصره 3  ماده 21، اساسنامه عملا محلي از اعراب ندارد و صرفاً از دو احتمال نشأت مي­گيرد: اول اينکه سخنان سرپرست خانه مطبوعات صحت دارد و شکيبا قصد دارد به هر ترتيب خانه مطبوعات را تحت تصرف خود يا "ديگران" درآورد و احتمال دوم اينکه ايشان اخيراً عادت کرده­اند (چون بزرگان) خود قسمتي از قانون را که به نفع خودشان است اجرا و مابقي را "سانسور!" نمايند. « مانند آن بنده خدايي که مي­گفت در قرآن آمده است نمار نخوانيد! اما نمي­گفت در ادامه آمده است وقتي که مست هستيد!»


2- ماده 41 اساسنامه شرايط عضويت اعضاي اصلي را چنين خوانده است: «عضو اصلي: شامل همه پديدآورندگان آثار فرهنگي و فکري خواهد بود که تحت عناوين زير در مجموعه خانواده مطبوعات استان رسماً فعال هستند:


مدير مسئول و صاحب امتياز، سردبير و اعضاء هيات تحريريه، سرپرست استاني، ويراستار، نويسنده، صفحه آرا، و دست اندر کاران همطراز ديگر امور مطبوعات» و در 2 تبصره اين ماده اثري از شرايط شش گانه عضويت جهت شرکت در مجمع عمومي عادي وجود ندارد لذا شرايطي که اداره کل ارشاد اسلامي براي شرکت در مجمع عمومي برشمرده جز حاصل ذهن پريشان ايشان نمي­باشد. و اگر قرار باشد مثالا بند 5 شرايط شرکت در مجمع عمومي که توسط اداره کل ارشاد اعلام شده است، بررسي شود (نداشتن محکوميت کيفري) به نظر مي­رسد امري محقق نشدني است چرا که بايد تک تک عزيزان فعال در عرصه رسانه براي اخذ نامه عدم محکوميت کيفري از دادگاههاي کيفري اقدام نمايند تا مبادا سوء پيشينه­اي چون دزدي و ... نداشته باشند.


3- اداره کل ارشاد در اين آگهي ضمن برشمردن شروط پنجگانه براي کانديداتوري " هيات مديره!!" بر اساس تبصره يک ماده 21 اساسنامه خود را مختار به " تاييد صلاحيت" کانديداها مي­داند.


واقعا ً جالب است، آنوقت مي­گويند مطبوعات نشر اکاذيب مي­کنند!


الف) تبصره يک ماده 21 که فوقا اشاره شد چنين است: «در صورت استعفا، فوت، ممنوعيت قانوني و يا غيبت غير موجه مکرر تا سه جلسه هريک از اعضاي اصلي شوراي مرکزي، به تصويب اين شورا يکي از اعضاي علل بدل به ترتيب آرا بيشتر براي مدت مقرر به جانشيني وي به عنوان عضو اصلي شوراي مرکزي در جلسات شوراي مرکزي شرکت مي­کند.»


به نظر مي­رسد دادستان محترم مي­بايست اينبار به جرم نشر اکاذيب و تشويق اذهان عمومي (اصحاب رسانه) دستور فرمايند براي آقاي تقي زاده شکيبا کيفرخواست صادر شود که "کذب و تحريفي" به اين بزرگي تا کنون در هيچ يک از مطبوعاتي که به همين جرم محکوم شده­اند به چاپ نرسيده­است ... جالب­تر اينکه بر اساس اين بند اداره­ کل ارشاد اسلامي تمامي اصحاب رسانه را فاقد صلاحيت عضويت در "هيئت مديره!" خانه مطبوعات دانسته و به استناد تبصره فوق الذکر خود را مرجع "تاييد صلاحيت" معرفي مي­کند «قامتت نازم که از سرو سهي دلکش تر است»


قابل تأمل است اما قابل تحمل نيست که اعضاي خانه مطبوعات يا بهتر عنوان کنيم صاحبان اصلي خانه مطبوعات بايد صلاحيت خود را از اداره­ ارشاد اخذ نمايند حال آنکه در اساسنامه هيچ بندي براي اين منظور يافت نمي­شود و قرار است کساني صلاحيت صاحبان خانه مطبوعات براي عضويت که شوراي مرکزي را تاييد کنند که خود فرق "هيئت مديره!" و شوراي مرکزي را درک نمي­کنند. « طوطي صفتي و لاف عرفان بزني ... اي مور دم از تخت سليمان بزني»


ج) بر اساس ماده 33، شرايط کانديداتوري براي شوراي مرکزي، بازرسي و يا دبيري شورا چنين است: "1- اطلاعات و تجربه لازم براي انجام وظايف متناسب با خانه مطبوعات، 2- ايمان و تعهد و التزام عملي به اسلام و در صورت وجود اقليت­هاي ديني شناخته شده در قانون اساسي تعهد عمل به دين خود، 3-نداشتن سوءسابقه مالي و يا محکوميت در دادگاههاي اجراي اصل 49 قانون اساسي، 4- اشتهار نداشتن به فساد مالي و اخلاقي، 5-عدم عضويت در گروههاي محارب و عدم ارتکاب جرايم بر ضد امنيت و جعل استناد"


آنچه مشخص است از ديدگاه اداره کل ارشاد اسلامي، اساسنامه، اعضاي خانه، مطبوعات و تمامي آنچه که در اين عرصه عرضه مي­شود يک نوع بازيچه محسوب مي­شود و ابداً هم از دستکاريهاي کودکانه در اين امور ابايي ندارند، مثالاً اداره کل ارشاد در آگهي منتشره در نشريه بانگ ساوالان شرط "حداقل 25 سال سن" را براي کانديداتوري عضويت در شوراي مرکزي خانه مطبوعات عنوان مي­کند! خداوکيلي جالب نيست ؟!


"عارف که ز عرفان کتبي چند فراخواند


بسته است به الفاظ و تعابير و دگر هيچ"


به اعتقاد نگارنده برادر محترم، تقي زاده شکيبا مي­بايست براي جبران اهانتي که به ساحت قلم و اصحاب آن رخ داده است مي­بايست يکي از اين دو راه را انتخاب نمايد:


الف) آگهي منتشره را تکذيب و از نشريه بانگ ساوالان نيز به خاطر "نشر اکاذيب" شکايت ببرد.


ب) رسماًعذر  خويش را در نشريات درج نمايد.


که در غير اين صورت "برگزيده خرابات و گسسته ز همه خلق ... دل بسته به پيش آمد تقدير و دگر هيچ"


*تمامي شعرهاي استفاده شده از ديوان امام خميني (ره) مي­باشد.


  • بهزاد خسرواني

  • نظر ( )

  • + حمله به آزادي مطبوعات هجومي عليه بشريت و آزادي است. (18/3/1387 6:26 ع)


    بهزاد خسرواني با ذکر اين نکته که "آزادي بيان و تبادل اطلاعات، تجمل نيست بلکه جرياني است که تجارت، سياست و فرهنگ جهاني به طور روز افزون بر آنها متکي است" گفت: رسانه مطمئن و مستقل يکي از پايه هاي صلح و مردم سالاري است. حمله به آزادي مطبوعات هجومي عليه بشريت و آزادي است.


    اين روزنامه نگار افزود: اجراي خوب عملکرد نظارت اغلب از همه عملکردهاي ديگر سخت تر است. سازمان ها و مقامات دولتي هميشه آماده برخورد شفاف نيستند به ويژه اگر سنت نظارت عمومي وجود نداشته باشدرساناتي که صادقانه دولت را پاسخگو قرار مي دهند مي توانند به حمايت از اجراي قانون کمک نمايند و در نتيجه ثبات بيشتري را در کشور به وجود آورند. چنين ثباتي کشور را براي سرمايه گذاري اقتصادي دراز مدت جذاب تر مي نمايد.


    وي تصريح کرد: روزنامه‌نگار فردي در خدمت جامعه است به همين جهت اگر تخلفي از او سر زد بايد در حضور هيات منصفه‌اي به اين اتهام رسيدگي شود، بنابراين امروز در دنيا توقيف خودسرانه مطبوعات از ميان رفته است بر خلاف حقوق و آزادي مطبوعات شناخته مي‌شودادامه مطلب...

  • بهزاد خسرواني

  • نظر ( )

  • + دموکراسي آزادي نيست (14/3/1387 6:37 ع)

    دکتر ران پائول از نمايندگان جمهوريخواه مجلس تگزاس در فوريه 2005 مقاله زير را در روشن کردن تمايز ميان مفاهيم آزادي و دموکراسي نگاشته است. وي در اين مقاله نشان مي دهد که چگونه در گفتمان هاي سياسي مرتباً واژه هاي خاص به شکلي شعارگونه و تهي از معنا تکرار مي شوند بي آنکه سياستمداراني که آنها را به کار مي برند درک چنداني از معناي اين واژه ها داشته باشند. او در اعتراض به اينکه دموکراسي و آزادي عموماً و به عادت در اين گونه گفت وگوها معادل يکديگر گرفته مي شوند به تاريخ شکل گيري اين مفاهيم در امريکا اشاره مي کند و چگونگي شکل گيري آنها را يادآور مي شود. وي همچنين نشان مي دهد که تمايز ميان عنوان هايي چون ليبرال و محافظه کار مي تواند در مواردي برداشته شود و نيز توضيح مي دهد که چگونه محافظه کاران به ايجاد دولتي مرکزي و مقتدر گرايش يافته اند.

    همه ما واژه هاي «دموکراسي» و «آزادي» را به دفعات، به ويژه در مساله حمله به عراق، شنيده ايم. اين دو کلمه در مباحثات سياسي کنوني به شکلي مترادف به کار مي روند اما معني حقيقي شان بسيار متفاوت است.



     جرج اورول از «واژه هاي بي معني»يي نوشته است که در عرصه سياسي مدام تکرار مي شدند. الفاظي چون «دموکراسي»، «آزادي» و «عدالت» که به زعم او مدت هاست از آنها سوءاستفاده کرده اند و از معناي اصلي شان تهي شده اند. به نظر اورول الفاظ سياسي «اغلب به شکلي نادرست استعمال مي شود». عدم وجود معاني دقيق براي الفاظ سياسي به سياستمداران و نخبگان اين امکان را مي دهد تا واقعيات را بپوشانند و با ادراکات مثبت و منفي از کلماتي که از نظر واژگاني به هم مربوطند مردم را تحت تاثير قرار دهند. به عبارت ديگر، حقايق ناگوار پشت زباني که به عمد بي معني شده پنهان مي شود، در نتيجه مردم امريکا ملزم به پذيرش واژه «دموکراسي» به عنوان مترادفي براي «آزادي» شده اند، و به همين دليل باور داشتن به اين دموکراسي مسلماً نيکوست. ادامه مطلب...

  • بهزاد خسرواني

  • نظر ( )

  • + دولت نهم« بيش رفت در انزوا» يا« ديپلماسي پيشرفت» ؟ (2/3/1387 5:6 ع)



    در يکي از روزهاي گذشته بر طبق عادت نظري بر تيتر نشريات چيده شده در مقابل کيوسک مطبوعاتي انداختم و مطلبي از آقاي جواد  وعيدي معاون امنيت بين الملل دبير شوراي عالي امنيت ملي که خود يکي از مذاکره کنندگان تيم مذاکرات هسته اي کشورمان هستند در نشريه پرتو توجهم را به خود جلب کرد "در دولت نهم ديپلماسي پيشرفت جايگزين عقب نشيني شد" از آنجا که ادبيات اين دوستان در تمامي عرصه ها منجمله عرصه  اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و ديپلماسي برغم وجود حفره ها و گسست هاي بسيار فاحش ، طلبکارانه و بقول اين دوستان توام با « پيشرفت » بوده لذا تامل در اين جمله باعث مزاحمت هاي ذهني در بنده شد که به رغم گرفتن روزه نگارش خصوصا در مطبوعات استاني ناچار شدم چند سطري براي اين موضوع بنويسم .ادامه مطلب...

  • بهزاد خسرواني

  • نظر ( )

  • + مشارکت اجتماعي و نقش آن در وفاق اجتماعي - پاياني (18/2/1387 2:59 ع)

    انديشه هاي مهم در مشارکت


    الف- درگيري ذهني و عاطفي


    مشارکت به معني درگيري ذهني و عاطفيب است و تنها به کوشش بدني محدود نيست . در مشارکت خود شخص درگير است و مهارت و کارداني وي درگير نيست . درگيري روان شناختي است و نه جسماني . انساني که مشارکت مي کند خود ـ درگير است و نه کار ـ درگير. بعضي مديران درگير شدن در کار را به اشتباه به مشارکت واقعي تعبير مي کنند . اينان در حرکت هاي کالبدي مشارکت مي کنند و نه در چيز ديگري .


    ب- انگيزش براي ياري دادن


    دومين انديشه مهم در مشارکت آن است که مشارکت مردم را به ياري دادن بر مي انگيزد. مردم از راه مشارکت فرصت آن را مي يابند که قابليت هاي ابتکار و آفرينندگي خود را براي دستيابي به هدف هاي سازمان به کار گيرند.


    مشارکت يک داد و ستد اجتماعي دو سويه ميان مردم است و نه روش تحميل انديشه ها از سوي پايين دست ها به بالا دست . ارزش و سودمندي بزرگ مشارکت آن است که آفرينندگي همه کارکنان را به کار مي گيرد.


    مشارکت از راه ياري دادن به کارکنان براي پي بردن و روشن کردن راههاي دست يابي به هدف ها به ويژه انگيزش را بهبود مي بخشد.


    ج- پذيرش مسؤوليت


    سومين انديشه در مشارکت آن است که مشارکت مردم را بر مي انگيزد تا در کوشش هاي گروه خود مسؤوليت بپذيرند. اين فراگرد اجتماعي است که به ياري آن مردم به مرحله خود ـ‌ درگير در سازمان مي رسند و خواهان کاميابي سازمان خود مي باشند. در حالي که افراد براي کوشش هاي گروهي به پذيرش مسؤوليت رو مي‌آورند و در مي‌يابند که آن چه را خود مي‌خواهند انجام مي‌دهند يعني آنکه کاري را به پايان مي رسانند که خود را براي آن مسؤول مي شمارند. ادامه مطلب...

  • بهزاد خسرواني

  • نظر ( )

  •    1   2   3      >

    ليست کل يادداشت
    [18/5/1387- 7:22 ع] کشک...!!
    [18/3/1387- 6:26 ع] حمله به آزادي مطبوعات هجومي عليه بشريت و آزادي است.
    [14/3/1387- 6:37 ع] دموکراسي آزادي نيست
    [2/3/1387- 5:6 ع] دولت نهم« بيش رفت در انزوا» يا« ديپلماسي پيشرفت» ؟
    [18/2/1387- 2:59 ع] مشارکت اجتماعي و نقش آن در وفاق اجتماعي - پاياني
    [18/2/1387- 2:56 ع] مشارکت اجتماعي و نقش آن در وفاق اجتماعي
    [9/2/1387- 8:5 ع] عضو شوراي هماهنگي اصلاح طلبان استان اردبيل:
    [22/1/1387- 2:29 ع] انتخابات آمريکا و مساله ايران
    [21/11/1386- 3:44 ع] انتخابات ...
    [6/6/1386- 1:43 ص] سلامت انتخابات کافي نيست؛ احساس سلامت نياز است ...
    [6/6/1386- 1:34 ص] جمهوريت نبايد کم‌رنگ شود ...
    [6/6/1386- 1:29 ص] شرايط سختي است؛ امروز نظارت و اجرا با رقيب ماست...
    [6/6/1386- 1:14 ص] تشديد جنگ‌ رواني براي نامزد نشدن چهره‌هاي شاخص اصلاح طلب...
    [5/6/1386- 4:55 ع] برخي توقعاات از دولت اصلاحات واقع‌بينانه نبود
    [آرشيو شده ها]